أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

139

قانون ( فارسى )

اين مقابله مبادله مىشود . گاهى سبب اين سرگيجه آن است كه انسان در چيزهاى چرخنده خيره مىشود و چشم برنمىدارد تا آن هيأت حس‌شده در نفس رسوخ مىيابد . و ازين‌روى گفته‌اند : همه كنشهاى حسى با ابزارهاى بدنى تأثيرپذير ارتباط دارند كه اولين و شايسته‌ترين آنها روان حساس است . از هر چيز محسوس هيأتى در روان مىماند كه شكل آن چيز است . بعدا آن شكل ثابت مىشود . ثبات و از بين رفتنش بستگى به اندازهء پذيرايى ابزار و نيروى حس شونده است ، كه شرح اين مسئله را مىتوان در علم طبيعى پيدا كرد . تا تن شخص ناتوان‌تر باشد ، تأثيرپذيرى شديدتر است . بيمارانى هستند كه به چنان حالت كم‌توانى رسيده‌اند كه از كمترين حركتى به سرگيجه گرفتار مىشوند ، زيرا ازبس‌كه ناتوانند براى اداى حركت بايد زحمت زياد بر خود هموار سازند . كه در اين زحمت كشيدن روان آزار مىبيند و تأثير مىپذيرد و تكان مىخورد و بيمار به سرگيجه مىافتد . انگيزهء سرگيجه را مىتوان به چندين وجه تقسيم كرد : 1 - انگيزه‌هاى جسدى ، كه در گوهر مغز جاى دارند و از بخارهايى به وجود آمده‌اند كه در رگهاى پيرامون مغز راه‌بندان ايجاد كرده‌اند ، يا در عصب موجود هستند . 2 - اخلاطى از هر نوع در رگهاى مغز جمع شده و از كمترين حركت يا حرارت تبخير مىنمايند و هرگاه بخارها به حركت درآيند روان نفسانى كه در آن رگها آمادهء پخته شدن و قوام گرفتن است ناچار به حركت مىافتد بعدا در گوهر مغز مستقر مىشود و سرانجام از راه عصب در بدن مىپراكند . 3 - از ديگر جاها بخارهاى زياد بالا رفته و به مغز رسيده و اين بخارها از بقاياى بيمارى پيشين و شديد يا از بيمارى سرد مزاجى مىباشند . اين بخارها ، بادهاى سرد و نارسيده‌اى هستند كه نيروى رساننده و گدازنده آنها را به حركت درمىآورد . 4 - ممكن است از بخارهاى مغز نباشد ، از سوء مزاج مختلف كه فجأة روى مىآورد و سبب هيجان و تشويش روان مىگردد باشد ، كه در اين حالت تحريك‌كننده جرمى نيست كه بخار يا غير بخار همراه داشته باشد ؛ چنان‌كه اگر آب و آتش را به هم برسانيم ، حركت مختلف روى مىدهد . 5 - جنبانندهء روان از خارج باشد . مانند : ضربت خوردن سر يا شكستن جمجمه كه فشار بر مغز وارد آيد . روان ساكن مغز از اين فشار تأثيرپذير است و به حركت درمىآيد و حركاتش چرخشى و موجى مىباشد . هم‌چنان‌كه هرگاه چيز سنگينى بر آب وارد آيد يا ضربتى شديد به رويهء آب زده شود موجهاى مستدير ديده مىشوند . در اين تموّج از سنگينى و ضربت ، هوا و جرم هوايى از آب حساس‌ترند اما با چشم ديده نمىشوند « 1 » .

--> ( 1 ) - بعد از هزار سال از مرگ شيخ الرئيس ، بشر امواج هوايى را كشف كرد .